مصاحبه ها | 10.10.2008
سيتا ماس : مصالحه واقعي با طالبان بهاي بزرگي دربخش حقوق وآزاديهاي اساسي مردم مي خواهد
سيتا ماس اين مذاکرات را تاکتيکي دانسته ومصالحه واقعي با طالبان را به بهاي محدويتهاي حقوق وآزاديهاي اساسي مردم ممکن مي داند.
امروز جمعه نزدهم ماه ميزان ، داکترسيد موسي صميمي ، سردبيربرنامه هاي افغانستان راديو دويچه وله - صداي آلمان ، پيرامون شايعه مذاکرات طالبان با مقامات حکومتي افغانستان درمکه معظمه ، با خانم داکترسيتاماس کارشناس افغانستان درموسسه علوم وسياست برلين که درعين زمان تجارب سرشاري ازدرون افغانستان دارد، گفت وشنودي را انجام داد.
خانم سيتا ماس درحالي که اين مذاکرات را بيشتر تاکتيکي دانسته وبا انتخابات رياست جمهوري افغانستان درسال آينده که يکي ازنامزدان آن حامد کرزي خواهد بود، مرتبط مي داند وپروسهء طولاني اي را براي آن حدس مي زند، درصورت به واقعيت پيوستن يک مصالحه با طالبان وراضي شدن حکومت افغانستان به نوعي تفويض قدرت به طالبان فکرمي کند : "بهاي سياسي کلي آن اين خواهد بود که همواره حقوق بنيادين دموکراتيک کمتر و به همين ترتيب کمترحقوق بشري، کمتر آزادي رسانه هاي گروهي و کمتر حقوق زنان در جامعۀ افغانستان مطالبه شوند ... و بر عکس ما با رژيم بيشتر قدرت گرا و مستبد تر سروکار خواهيم داشت ".
اينک متن مصاحبه ازنظرشما گزارش مي يابد:
مصاحبه با خانم سيتا ماس
دويچه وله :خانم دکتر ماس؛ ملا عبدالسلام ضعيف، سفير پيشين مليشه هاي طالبان در پاکستان، گفته است که او در افطار ماه مبارک رمضان در مکه با ميزباني ملک عبدالله شاه عربستان سعودي از جمله با نمايندۀ حکومت افغانستان ديدار داشته است، شما وقوع گفتگو ميان نمايندگان مذکور را با مليشه هاي طالبان تا چه حدي ممکن مي دانيد؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: سیتا ماس ملاقات طالبان ونمایندگان حکومت افغانستان را درحضور شاه عبدالله پادشاه عربستان سعودی ادامه اظهارات کرزی می داند
سيتاماس:من وقوع چنين گفتگويي را درست مي دانم، زيرا ما از مدت ها به اين سو، نشانه هاي داشته ايم که چنين ديدار هاي سري اتفاق افتاده اند، بدون آنکه اطلاعي مشخصي از اين ديدار هاي سري روي دست باشد. در اين ميان ؛ اين موضوع آشکار شده است که از طريق تنها نظامي نمي توان عليه جنبش مقاومت طالبان مبارزه کرد و نيز از سالها به اين سو، علاماتي وجود داشته است که ميان حامد کرزي گلبدين حکمتيار تماس هاي سري وجود دارد و حالا در رابطه با وضع مشخص کنوني که اين تماس در مکه صورت گرفته است، بايد از جمله با انتخابات رياست جمهوري در نظر گرفته شده در اکتبر سال آينده در رابطه باشد.
دويچه وله:تحت چه شرايطي ، صرف نظر از پيش شرط ها، مي تواند گفتگوي هاي سياسي ميان طرف هاي درگير قابل تصور باشد؟
سيتا ماس:من فکر مي کنيم که در اين رابطه ما بايد به صورت واقعبينانه از اين جا حرکت کنيم که اظهارات حامد کرزي در راستاي آشتي ملي صورت گرفته است و اين اظهارات او به همه طالباني که با قانون اساسي کشور مخالفت نداشته باشند و از مقاومت هاي مسلحانه دوري گزينند، تعلق مي گيرد، کاملا ً غير واقعبينانه است. واگر تا انتخابات پيشرو چنين توافقي صورت گيرد، بايد براي آن يک بهاي سياسي پرداخته شود و معنايي اين بهاي سياسي اين خواهد بود که روند سياسي در افغانستان از مسير دموکراتيک شدن بازهم هرچه بيشتر فاصله مي گيرد.
دويچه وله :و معناي مشخص آن اين است که کرزي به عنوان رييس جمهور منتخب نمي تواند قانون اساسي افغانستان را پيش شرط معامله با مليشه هاي طالبان قرار دهد و همزمان اين نکته به اين معنا است که نوع قرائت مليشه هاي طالبان از اسلام با قانون اساسي افغانستان دمساز نيست، سوال اين است که چگونه مي توان با اين مساله برخورد کرد؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اظهارات ملا عمر که با القاعده تماس ندارد، لفاظی سیاسی است
سيتا ماس:از نگاه صوري قانون اساسي افغانستان سرجا خواهد بود، اما در سياست عملي بهاي سياسي آن در اين نهفته است که بايد همواره سازش هاي با شورشيان طالب صورت گيرند. ما در قانون اساسي افغانستان نيز اين مشکل را به عنوان نتيجۀ يک معاملۀ سياسي داريم که در آن هم عناصر حقوقي غربي سکولار و هم عناصر شريعت بدون رابطه در مقابل هم ديگر قرار دارند و اين بهاي سياسي بود که در آنزمان حامد کر زي، زلمي خليل زاد سفير ايالات متحده امريکا و لخضر براهيمي نمايدۀ سازمان ملل متحد آن را پرداختند تا نظام رياستي را تثبيت کنند و در عوض آن بايد سازش هاي با اسلام گرا ها در جبهه حکومت مثلا ً سياف سازش در رابطه با شريعت به عمل مي آوردند. اين عناصر شريعت در عمل سياسي باز هم باعث افزايش تاثيرات از جانب طالبان و يا گروه جهادي خواهد شد.
دويچه وله :صرف نظر از مشاجره بر سر قانون اساسي مليشه هاي طالبان همواره تاکيد مي کنند که آنان بعد از اخراج نيرو هاي نظامي خارجي به مذاکرات سياسي با حکومت کابل آماده خواهند بود. اين پيش شرط نيز براي حکومت کابل قابل پذيرش نيست. با اين مساله چگونه مي توان برخورد کرد؟
سيتا ماس:در اينجا نيز بايد با سازشي حساب کرد، اگر به مساله به صورت واقعبينانه برخورد شود، طالبان نيز بايد اين واقعيت را درک کنند که امکان ندارد که سربازان بين المللي و پيش از همه امريکايي دفعتا ً کشور را ترک گويند. من نمي توانم حالا يک سازش قابل قبول براي هردو جانب را تصور نمايم، اما من مي توانم تصور نمايم که مناطقي که طالبان در واقع بر آن ها تسلط دراند، از طرف نيروي هاي نظامي بين المللي تخليه گردد و اوضاع امنيتي در آنجا ها بايد به وسيلۀ طالبان تثبيت گردد، بدون آنکه صورتاً اعلام گردد که نيرو هاي بين المللي آن مناطق را ترک گفته اند، يعني نيرو هاي بين المللي به مراکز ولايات مستقر باشند و حوالي ولايات را به طالبان واگذار نمايند.
دويچه وله:شواهدي وجود دارند که بخشي از طالبان تحت فشار قرار دارند، به اين ترتيب که بخشي از آنان از شبکۀ ترور القاعده فاصله گرفته اند، دقيقا ً در روز هاي اخير دراين باره گزارشي به دست آمده است. آيا اين علامتي به آدرس ايالات متحده امريکا و ناتو نيست که آنان ديگر با تروريسم بين المللي سروکاري ندارند؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: کسانی مانند ملا سلام ضعیف و ووکیل متوکل که میانجیگری می کنند ، نمی توانند نماینده صاحب صلاحیت طالبان پیکارجو شناخته شوند
سيتا ماس:ازنظر من اين يک لفاظي سياسي است. زيرا به هر صورت يک تماس تنگاتنگ ميان شوراي طالبان به رهبري ملا عمر و شبکۀ القاعده وجود دارد. اما در اينجا يک تفاوت سياسي وجود دارد. من به القاعده به عنوان يک شبکه تروريستي مي نگرم که در سطح بين المللي عمل مي کند. اما برخلاف گروه طالبان از نظر من يک گروه مسلح جنگجو هستند و قبل از همه يک نيروي ملي گراي پشتون ها اند. اين بدان معنا است که آنان ممکن است که کمي از القاعده فاصله گرفته باشند – و من به اين امر با احتياط مي نگرم – اما هدف طالبان اين است که قبل از همه در افغانستان نفوذ يابند، اين به اين معنا نيست که آنان به اين علاقمند نبستند که مثلا ً در اندونيزيا و يا خاور ميانه خود را در عمليات تروريستي سهيم سازند، بلکه آنان مي خواهند که قدرت شان را در افغانستان و در مناطق پشتون نشين بازهم توسعه دهند. آنان از جانب ديگر نيز زير فشار قرار دارند: همواره نشانه هاي وجود داشته اند که در ميان نيرو هاي تازه نفس يعني جوانان آن نيروهاي راديکال شکل مي گيرد که صلاحيت قدرت ملا عمر را فقط محدودا ً قبول مي کنند و اين شايد دليلي است براي شورا در اطراف ملا عمر که در رابطه با افراطي گري هاي رو به افزون در رديف شان، به مذاکرات سياسي آمادگي نشان مي دهند.
دويچه وله :شما چه فکر مي کنيد، آمادگي طالبان به مصالحه نمي تواند با سياست پاکستان سازگارباشد، به اين ترتيب که پاکستان بر طالبان فشار مي آورد تا آنان را در مسير افغانستان سوق دهد؟
سيتا ماس:شما در اينجا به يک نکته بسيار مهم انگشت گذاشتيد. اين نکته مي تواند بخش ديگر مساله را احتوا کند. اين روشن است که قبل از همه از جانب ايالات متحده امريکا فشار زيادي بر حکومت ملکي به رهبري رييس جمهور زرداري به عمل آمده است که او بايد شديدا ًً در برابر شورشيان در سرزمين پاکستان برخورد نمايد، يعني اگر آنان حضور القاعده را درخاک شان دارند که در سطح بين المللي به جمع آوري تروريست ها مي پردازند، نيز عنصر دومي يعني طالبان پاکستاني را در خاک شان دارند، و عنصر سومي که منظور من طالبان افغانستان هستند، يکجا با حکمتيار، آنان نيز متوجه شده اند که در مجموع آنان نيز تحت فشار قرار گرفته اند، چنانچه آنان حالا بيشتر آماده اند که خود را با نيروهاي ناسيوناليست شان قويا ً در خاک افغانستان متمرکز سازند و نيز بيشتر از گذشته آماده به سازش هاي سياسي اند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: یک مصالحه واقعی باطالبان با محدودیت حقوق وآزادیهای اساسی مردم همراه خواهد بود
دويچه وله :در صورتي که به پيامد هاي شريک ساختن طالبان در قدرت فکر کنيم که آنان به صورت واقعي بعضي از ولايات را در جنوب يا شرق تحت کنترول دارند - در صورتي که آنان به قدرت سهيم گردند و والي هاي آن مناطق گردند، سپس اين اقدام براي اين مناطق چه معنايي خواهد داشت؟ و اين تنها به معنايي سهم گيري شان در قدرت نخواهد بود، بلکه آنان مي خواهند سياست هاي شان را نيز عملي سازند، معنايي آن بر اي ارزش هاي قانون اساسي چه خواهد بود که به هر صورت داراي تناقضاتي است؟
سيتا ماس: به نظر من بايد محتاط بود. در افغانستان ما اين تجربه را داشته ايم که مذاکرات زماني بسيار طولاني را دربر مي گيرد و بر اي من در قدم اول اين مذاکرات خاصيت تاکتيکي دارند، به خصوص از جانب حامد کرزي در رابطه با انتخاب مجدد او. اين به اين معنا است که مذاکرات ممکن است به شکست مواجه شوند و ماه ها و يا سال ها يعني زمان بسيار طولاني دوام يابند، ممکن است با دست يابي به بخشي از اهداف کوچک صلح براي برگزاري انتخابات رياست جمهوري در سال آينده. اما در صورتي که مذاکرات با ثمر نيز باشد، در ولاياتي که در آنان به طور مثال قدرت حقوقي به طالبان واگذار گردد، يعني آنان والي آن مناطق گردند، در آن صورت مي توانم تصور کنم که در سطح ملي نيز آنان خواهان صلاحيت گردند و نمايندگان شان را در کابينه اعزام دارند، من نمي توانم تصور کنم که ملا عمر يک مقام وزارت را به دست آورد؛ اما شما از ملا ضعيف نام برديد، ملا متوکل وزير خارجۀ پيشپين طالبان نيز نبايد از ياد برد که حامد کرزي او را در سال 2005 تشويق کرد که به عنوان نماينده در پارلمان از قندهار نامزد گردد، اما متوکل موفق نشد. من تصور مي کنم که چنين اشخاصي ک قبلاً در خدمت طالبان بوده اند، به عنوان افراد ميانجي عمل کنند که در صف مقدم با آنها قرار ندارند، يعني نمي توان آنان را مستقيما ً با عمليات تروريستي مرتبط ساخت، و مقام هاي با نفوذ را کمايي کنند و بهاي سياسي کلي آن اين خواهد بود که همواره حقوق بنيادين دموکراتيک کمتر و به همين ترتيب کمترحقوق بشري، کمتر آزادي رسانه هاي گروهي و کمتر حقوق زنان در جامعۀ افغانستان مطالبه شوند وجود خواهند داشت، و بر عکس ما با رژيم بيشتر قدرت گرا و مستبد تر سروکار خواهيم داشت و آنچه ما به عنوان حقوق بنيادين دموکراتيک مي ناميم، در زمان معين کوتاه در افغانستان تحقق نخواهند يافت.
دويچه وله :خانم دکتر ماس از گفت وشنود شما با ما متشکريم !















